دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان
دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

لحظات طلایی را در دوستفا داشته باشید

شبکه اجتماعی


PANAH

چنان تنهای تنهایم...که حتی نیستم با خود [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
نام کاربری : _PANAH_
نام کامل : PANAH
جنسیت : زن
امتیاز : 6821.25
پست : 366 پست
هوادار : 22 نفر

مدال ها و افتخارات

بايد بيشتر تلاش کني به روز قابل اعتماد داره فعاليت ميکنه محبوب مشهور حرفه اي نظر ميده

دنبال شدگان

آخرین بازدید کنندگان

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "PANAH" به جامعه مجازی دوستفا دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

_PANAH_
PANAH
نه گزیر است مرا از تو نه امکان گریز

چاره صبر است که هم دردی و هم درمانی



_PANAH_
PANAH

میان کُشتن و مُردن تفاوت‌های بسیاری‌ست؛

یکی دردی‌ست بی‌درمان، 

یکی درمانِ بی‌دردی‌ست..



_PANAH_
PANAH
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی


_PANAH_
PANAH
جای زن بودن سخت است 

جای یه زن نشستن و انتظار کشیدن 

جای همان لبخندی که اگر ریشه بدوانی میفهمی از دلهره می آید 

جای نگرانی که انگار هرگز برای یک زن تمامی ندارد 

جای زخم ها، دیر رسیدن ها اصلا نیامدن ها 

همه شان نقش بسته رو دیوار تن و قلبمان 

جای ما نشستن سخت است 

پیر می کند غم می آورد عمق دردت عمیق تر می شود 

اگر یک روز 

بخواهی جای من 

جای هر زن دیگری،

زندگی کنی!

 

_PANAH_
PANAH
همه کس نصیبِ خود را

بَرَد از زکاتِ حُسنَت

به منِ فقیر و مسکین

غمِ بی‌حساب دادی


_PANAH_
PANAH
مـرا با شمـع نسبت نیست در سوز

که او شب سوزد و من در شب و روز



_PANAH_
PANAH
من شاخه ی خشکیده ی یک کهنه درختم

در گوشه ی باغی نه به بارم، نه به دارم 




_PANAH_
PANAH
ما عاشق اگر بوديم، 

بى واژه نمی‌مانديم

ديوانگى هم را

بيهوده نمى‌خوانديم

من قطره بارانم، 

ڪافيست تو درياشى

ساحل پر تنهاييست، 

عشقست اگر باشى...




_PANAH_
PANAH
من نیز از خودم فرار خواهم کرد

اگر "تو"

از آغوشم کم بیایی...





_PANAH_
PANAH
عاشقانت نخواهند ماند

يکي يکي مي روند

محو مي شوند

هر بوسه که بر يکي مي زني

شليکي به ديگري ست

يک به يک خواهند رفت

تنها يکي خواهد ماند

که از همه قوي تر است

يکي که مدام دور و برت پرسه مي زند

رو به رويت خواهد نشست

به چشمانت زُل خواهد زد

و تو را از او گريزي نيست

از ديرباز مي شناسمش

نامش تنهايی ست.



صفحات: 1 2 3 4